ﻣﺤﻤﺪ ﺯﻫﺮﯼ
از مجموعه برای هر ستاره
فروردین - ۱۳۳۵
نه با درنگیان.
سخن ما با او ست
اگر حاضر است
و پیغام ، سوی او
اگر غایب.»
رساله «مدارج الکمال» اثر بابا افضل کاشانی
«گلایه»
(۱۳۴۵)
فانوس ستاره ها خموش است
شب
ـ چون دل مرده ـ
بی خروش است.
کوهی ز نگفته ها به دوش است
در چشمهٔ دل هزار جوش است
بر شاخهٔ روز، مرغ لال ام
هر شب ز ملال روز، نالم
با روز هزار چشم و گوش است
اما شب تیره راز پوش است
شب
ـ چون دل مرده ـ
بی خروش است.
کوهی ز نگفته ها به دوش است
در چشمهٔ دل هزار جوش است
بر شاخهٔ روز، مرغ لال ام
هر شب ز ملال روز، نالم
با روز هزار چشم و گوش است
اما شب تیره راز پوش است
پایان
ویرایش از تارنمای دایرة المعارف روشنگری
ویرایش از تارنمای دایرة المعارف روشنگری


هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر