محمد زهری
از مجموعه برای هر ستاره
تهران ـ شهریور ۱۳۴۲
با برگی از یاد
ـ چون باد ـ
نجوای ما یک لحظه با برگ گیاهی است
آن هم به آیین فرا دستان، گناهی است
بیگانه با آمرزشِ یزدانِ جاویدِ خطا پوش
اینک که هستیم
هر چند خواریم و فرو دستیم
گویی به طاق آسمان، خط شکستیم،
کاین گونه می پوشند مان با پردهٔ ساروج* خاموشی
با رنگ نیرنگ فراموشی،
با برگی از یاد
ـ یادی از آن آمیزشِ یک لحظه با برگِ گیاهی ـ
عکس از روزبه نوید
می ریزد از حلقوم تنگ زندگانی، قطرهٔ فریاد:
«ای جاودانه نام،
ـ فانوس شب های سیاه و سردِ بعد از مرگ ـ
آواز ما را بشنو از این بام:
هر چند بر طاق بلند آسمان، خط شکستیم
پوشیده با ساروج خاموشی
با رنگ و نیرنگ فراموشی،
بی پرده می گوییم، اما
خواهی نخواهی
ـ در حساب زندگی ـ
ما هم کسی هستیم»
* ساروج: مخلوطی است از آهک و خاکستر یا ریگ که در آب به مرور جذب انیدریک کربنیک کند و آهکش به صورت سنگ آهک در آید که محکم و پایدار است از ساروج برای ساختن حوض، آب انبار، گرمابه و بنای خانه استفاده می شود.
ویرایش از تار نمای دایره المعارف روشنگری
پایان


هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر