محمد زهری
از مجموعه برای هر ستاره
شهسوار ـ نوروز ۱۳۳۳
برای خویشم
از مجموعه برای هر ستاره
شهسوار ـ نوروز ۱۳۳۳
برای خویشم
جواد نیکنام
در به در، منزل به منزل صحبت نا مردمی بود
در به در، منزل به منزل صحبت نا مردمی بود
چون زبان مردمم بود، اینچنین کردند، خوارم
سر خوردم از نا آشنایان
ای، کجایی،
ای، کجایی،
تا به پایت سر گذارم.
خنده زد، هر کس شنید افسانه ی یار و دیارم
من ز شرم عشق
پیش پای خویش را گم کرده بودم
روسپی خواندندم و
کردند، آنگه سنگسارم
در به در، منزل به منزل، صحبت نا مردمی بود
چون زبان مردمم بود، اینچنین کردند خوارم
اینک از کوی غریبان می رسم، آزرده خاطر
ای دیار آشنا، بنشان ـ به حرمت ـ در کنارم
هر چه هستم، باز فرزند تو هستم،
دست گیرم
ناسپاسی کردم، اکنون
شرمسارم!
شرمسارم!
پایان

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر