محمد زهری
از مجموعه برای هر ستاره
تهران ـ ۱۵ مرداد ۱۳۳۳
سراپا چیره خشمی
عذابی، خیره چشمی
بسوزاندم که عودی
گریزاندم که دودی
٭
سپس خاکسترم را ریخت در دشت
که هر بادی که بگذشت
پریشانم کند
آنم کند
کز من نماند یادبودی!
٭
نه عودم
نه دودم
نه خاکستر نشینم
نه بر چرخ برینم
سوار باد عالم گرد هستم
گرد هستم...
سراپا چیره خشمم
عذاب مردمان خیره چشمم!
پایان

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر